دولتهایی که رهبری مؤثر در حوزه اشتغال شهری داشتهاند، نگرش خود را از «افزایش تعداد شغل» به سمت «ایجاد اشتغال پایدار، مولد و با ارزش افزوده بالا» تغییر دادهاند، و این برداشتِ جدید، پایه اصلی افزایش بهرهوری و رشد اقتصادی شهری است.
نتایج واقعی این سیاستها با رشد ۴۰ تا ۶۰ درصدی بهرهوری مالی شهرداریها، بهبود کیفیت خدمات، شفافیت در هزینهکرد و افزایش رضایت اجتماعی همراه است. شهرهایی که هوش اقتصادی را بهعنوان «زبان مشترک تصمیمگیری» به کار میگیرند، از مصرفکننده بودجه به مولد ارزش بدل میشوند.