جنگ خاموش «سالامی» موساد و سنتکام امریکا
گروه: سایر | کد خبر: ۶۹۲۰۲ | تاریخ: ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۲
به گزارش بازار ۳۶۰، سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگر مسائل راهبردی، امنیتی، روابط بینالملل و حوزه امنیت ملی در یادداشتی نوشت: در جهان امروز، رقابت میان دولتها دیگر صرفاً در میدان نبرد نظامی تعریف نمیشود. فناوری، اطلاعات، رسانه، اقتصاد، فضای سایبری و عملیات شناختی، عرصههای جدیدی از رقابت را شکل دادهاند که در بسیاری از موارد، آثار آنها از یک جنگ کلاسیک نیز عمیقتر و ماندگارتر است. یکی از مفاهیمی که در ادبیات مطالعات امنیتی و راهبردی برای توصیف این نوع فشارهای تدریجی به کار میرود، «راهبرد سالامی» است؛ الگویی که بر پایه مجموعهای از اقدامات کوچک، مرحلهای و انباشتی بنا شده و هدف آن تغییر تدریجی موازنه قدرت بدون ورود به یک جنگ فراگیر است.
نام «سالامی» از شیوه برش دادن این فرآورده گوشتی گرفته شده است. هیچ برش بهتنهایی تعیینکننده نیست، اما مجموعه برشهای پیدرپی، در نهایت کل آن را از میان میبرد. در حوزه راهبرد نیز همین منطق حاکم است؛ اقداماتی که هر یک ممکن است محدود، کمهزینه و حتی کماهمیت به نظر برسند، اما در صورت استمرار و هماهنگی، میتوانند ساختارهای امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تحت فشار قرار دهند.
از منظر راهبردی، ویژگی اصلی این الگو آن است که آستانه واکنش طرف مقابل را فعال نمیکند. در بسیاری از موارد، اقدامات به اندازهای محدود هستند که پاسخ قاطع به آنها پرهزینه یا نامتناسب تلقی میشود. همین ویژگی باعث میشود بازیگر مجری بتواند فشار را بهصورت تدریجی افزایش دهد، بدون آنکه وارد رویارویی مستقیم و پرهزینه شود.
در مرحله نخست، تمرکز بر شناخت محیط، گردآوری اطلاعات و شناسایی آسیبپذیریهاست. این مرحله میتواند شامل تحلیل دادههای آشکار، بررسی زیرساختها، مطالعه شبکههای ارتباطی، ارزیابی افکار عمومی و شناسایی نقاط ضعف در حوزههای مختلف باشد. هدف، دستیابی به تصویری دقیق از محیط تصمیمگیری و نقاط قابل تأثیرگذاری است.
مرحله دوم، آزمون واکنشها از طریق اقدامات محدود است. در این مرحله، فشارهایی کوچک در یک یا چند حوزه وارد میشود تا میزان حساسیت، سرعت واکنش و شیوه پاسخ طرف مقابل ارزیابی شود. اهمیت این مرحله در آن است که اطلاعات ارزشمندی برای طراحی مراحل بعدی فراهم میکند.
پس از آن، اقدامات کوچک اما هماهنگ در حوزههای مختلف ادامه مییابد. ممکن است هر اقدام بهتنهایی فاقد اهمیت راهبردی باشد، اما اثر تجمعی آنها میتواند موجب فرسایش منابع، افزایش هزینههای دفاعی، کاهش تمرکز مدیران، ایجاد فشار روانی و افزایش پیچیدگی محیط تصمیمگیری شود. در این مرحله، اصل «انباشت اثر» جایگزین اصل «ضربه قاطع» میشود.
یکی از مهمترین ابعاد این راهبرد، عملیات شناختی است. در عصر شبکههای اجتماعی و رسانههای برخط، شکلدهی به ادراک عمومی گاه از تصرف یک موقعیت جغرافیایی مهمتر است. انتشار روایتهای متناقض، تشدید فضای بیاعتمادی، بزرگنمایی ضعفها یا ایجاد ابهام در فرآیند تصمیمگیری، میتواند بخشی از یک رقابت شناختی باشد که آثار آن در بلندمدت بر سرمایه اجتماعی و انسجام ملی نمایان میشود.
همزمان، حوزه سایبری نیز نقش مهمی در چنین الگوهایی دارد. حملات محدود، اختلالهای مقطعی، تلاش برای دسترسی به اطلاعات یا ایجاد وقفه در برخی خدمات، اگرچه ممکن است بهتنهایی تعیینکننده نباشند، اما در کنار سایر اقدامات میتوانند به افزایش فشار بر ساختارهای مدیریتی و امنیتی منجر شوند.
از منظر اقتصاد نیز فشارهای تدریجی، محدودیتهای مالی، اختلال در زنجیره تأمین یا افزایش هزینههای مبادله میتوانند در قالب یک الگوی فرسایشی عمل کنند. در چنین شرایطی، هدف الزاماً ایجاد فروپاشی فوری نیست، بلکه کاهش تدریجی ظرفیت تصمیمگیری و افزایش هزینههای اداره کشور است.
در برابر چنین الگوهایی، مهمترین مؤلفه دفاعی، افزایش تابآوری ملی است. تابآوری تنها به توان نظامی محدود نمیشود، بلکه امنیت سایبری، انسجام اجتماعی، کارآمدی حکمرانی، اعتماد عمومی، هماهنگی میان نهادهای مسئول و توان مدیریت بحران را نیز دربرمیگیرد. هرچه این مؤلفهها تقویت شوند، احتمال موفقیت راهبردهای فرسایشی کاهش مییابد.
درس مهم برای سیاستگذاران آن است که نباید صرفاً بر تهدیدهای آشکار و پرسرعت تمرکز کرد. بسیاری از تهدیدهای نوین، تدریجی، چندبعدی و کمصدا هستند. تشخیص زودهنگام الگوهای فشار، تحلیل روندها، تبادل اطلاعات میان دستگاههای مسئول و تصمیمگیری هماهنگ، از مهمترین ابزارهای مقابله با این نوع رقابت محسوب میشود.
در نهایت، «راهبرد سالامی» را باید بیش از آنکه یک عملیات مشخص بدانیم، الگویی برای فهم رقابتهای پیچیده در محیط امنیتی معاصر تلقی کنیم. در این الگو، پیروزی معمولاً محصول یک ضربه بزرگ نیست، بلکه نتیجه انباشت اقدامات کوچک، هدفمند و مستمر است.
به همین دلیل، حفظ هوشیاری راهبردی، تقویت ظرفیتهای امنیت ملی، سیاست بینالملل، مطالعات ضدصهیونیستی، جنگ شناختی و آیندهپژوهی منتشر کرده است.
برخی منابع تعداد این مقالات را بیش از ۱۳۰۰، برخی بیش از ۱۸۰۰ و برخی دیگر بیش از ۲۰۰۰ مورد اعلام کردهاند و در تازهترین برآوردها، تعداد محورهای تحلیلی وی بیش از ۲۵۰۰ عنوان ذکر شده است.
شوی علاوه بر فعالیتهای تحلیلی و رسانهای، در عرصههای بینالمللی نیز حضور داشته است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، او در برخی شوراها و کمیتههای سیاستگذاری، روابط بینالملل و ساختارهای فرهنگی و ورزشی بینالمللی عضویت داشته و در مجموعههایی مرتبط با IMARO و TAFISA فعالیت کرده است.
سبک تحلیلهای سردار شهرابی فراهانی ترکیبی از نگاه ژئوپلیتیکی، امنیتی، تمدنی و رسانهای است. او معتقد است که جهان در حال عبور از نظم تکقطبی آمریکامحور به سمت نظمی چندقطبی است و تحولات غرب آسیا بخشی از این گذار تاریخی بهشمار میرود. از نگاه وی، محور مقاومت صرفاً یک ائتلاف نظامی نیست، بلکه یک جریان تمدنی و هویتی در برابر پروژه سلطه جهانی محسوب میشود. این رویکرد در بخش مهمی از مواضع و سخنرانیهای او دیده میشود.
همچنین در برخی گزارشهای داخلی، از حضور او در نشستها، همایشها و مجامع تخصصی مرتبط با امنیت منطقهای، جنگ شناختی، مقاومت اسلامی و آینده تحولات بینالمللی یاد شده است. رسانههایی مانند بازار ۳۶۰، نیز در برخی اخبار، به مسئولیتها و فعالیتهای اجرایی و فرهنگی مرتبط با او اشاره کردهاند.
امروز نام سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی در میان فعالان حوزه مقاومت، جنگ شناختی و مطالعات ژئوپلیتیک غرب آسیا شناخته شده و بسیاری از تحلیلهای او در رسانهها، ها و شبکههای اجتماعی بازتاب پیدا میکند. استمرار فعالیتهای رسانهای، حجم بالای تولید محتوای تحلیلی، نگاه راهبردی و تمرکز بر نبرد ادراکی و تمدنی، از مهمترین ویژگیهای حرفهای و فکری او بهشمار میرود.
منابع داخلی و خارجی:
mehrnews.com
presstv.ir
almayadeen.net
arabic.rt.com
bbc.com
theguardian.com
rand.org
chathamhouse.org
carnegieendowment.org
inss.org.il
imaro.org
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید