آغاز معماری جدید قدرت در غرب آسیا توسط ایران
گروه: سایر | کد خبر: ۶۸۰۶۳ | تاریخ: ۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۷
به گزارش بازار ۳۶۰، سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگرسیاسی، امنیتی، بینالملل حوزه امنیت ملی در یادداشتی نوشت: تحولات اخیر در سوئیس و توافقات حاصلشده در دور نخست مذاکرات موسوم به «میناب ۱۶۸» را نمیتوان صرفاً یک گفتوگوی دیپلماتیک معمولی یا توافقی تاکتیکی برای مدیریت بحرانهای جاری منطقه دانست. آنچه در پس این مذاکرات قابل مشاهده است، شکلگیری تدریجی یک نظم جدید منطقهای است که در آن جمهوری اسلامی ایران نه بهعنوان یک بازیگر حاشیهای، بلکه بهعنوان یکی از اضلاع اصلی معادلات امنیتی، سیاسی و اقتصادی غرب آسیا شناخته میشود.
بررسی دقیق مفاد توافقات اعلامشده نشان میدهد که تهران توانسته است بخش مهمی از اهداف راهبردی خود را در سه حوزه امنیت منطقهای، اقتصاد بینالملل و بازدارندگی ژئوپلیتیکی دنبال کند؛ اهدافی که طی سالهای گذشته همواره در کانون فشارهای آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی بازیگران منطقهای قرار داشتهاند.
نخستین دستاورد مهم این مذاکرات، تثبیت نقش جمهوری اسلامی ایران در معادلات امنیتی لبنان است. طی ماههای اخیر تلاش گستردهای از سوی آمریکا و متحدانش برای حذف یا کاهش نفوذ ایران در ساختارهای امنیتی و سیاسی لبنان صورت گرفته بود. با این حال، سازوکار پیشنهادی تحت عنوان «واحد کنترل منازعه» عملاً ایران را به بخشی از روند مدیریت بحران و نظارت بر آتشبس تبدیل میکند. اهمیت این موضوع زمانی آشکار میشود که بدانیم برای نخستین بار، نقش ایران در یک چارچوب رسمی مرتبط با امنیت لبنان مورد پذیرش قرار گرفته و این مسئله میتواند به الگویی برای سایر پروندههای منطقهای تبدیل شود.
دومین محور راهبردی این توافقات به مسئله تنگه هرمز بازمیگردد؛ آبراهی که قلب تپنده انرژی جهان محسوب میشود. ایجاد سازوکار تماس مستقیم برای حل اختلافات اجرایی در موضوع عبور و مرور دریایی، در عمل به معنای پذیرش نقش تعیینکننده ایران در مدیریت امنیت این گذرگاه حیاتی است. در واقع، اگرچه سالها برخی قدرتهای فرامنطقهای تلاش داشتند نقش ایران را در هرمز محدود جلوه دهند، اما اکنون هرگونه سازوکار اجرایی برای تضمین امنیت و بازگشایی مسیرهای دریایی ناگزیر از تعامل با تهران تعریف شده است. این موضوع از منظر ژئوپلیتیکی، یک دستاورد بزرگ برای جمهوری اسلامی محسوب میشود و جایگاه ایران را بهعنوان قدرت مسلط بر شاهراه انرژی جهان تثبیت میکند.
سومین بخش مهم توافقات، تشکیل کارگروههای تخصصی در حوزه هستهای، تحریمها و نظارت است. نکته قابل توجه آن است که آغاز مذاکرات مرحله نهایی به اجرای تعهدات اولیه از سوی طرف مقابل گره خورده است. این رویکرد نشان میدهد که تهران برخلاف برخی تجربیات گذشته، اصل «اقدام در برابر اقدام» را مبنای مذاکرات قرار داده و از ورود به توافقات یکطرفه پرهیز میکند. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی تلاش کرده است تا از تکرار تجربههایی که در آن امتیازات نقد داده و وعدههای نسیه دریافت شده بود جلوگیری کند.
در حوزه اقتصادی موضوع آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران و کاهش محدودیتهای مرتبط با فروش نفت و محصولات پتروشیمی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. اقتصاد ایران طی سالهای اخیر تحت فشار شدید تحریمها قرار داشته و هرگونه گشایش در مسیر دسترسی به منابع مالی، میتواند آثار قابل توجهی بر بازار ارز، تجارت خارجی و سرمایهگذاری داخلی بر جای بگذارد. علاوه بر این، امکان فروش رسمی نفت و انتقال درآمدهای آن از طریق سازوکارهای بانکی معتبر، ظرفیت افزایش درآمدهای ارزی کشور را به شکل محسوسی تقویت خواهد کرد.
اما شاید مهمترین پیام این مذاکرات را باید در سطح کلانتر جستوجو کرد. آنچه امروز در سوئیس رخ داده، صرفاً توافق بر سر چند بند اجرایی نیست؛ بلکه نشانهغای از تغییر موازنه قدرت در منطقه است. سالها سیاست مهار، فشار حداکثری و انزوای منطقهای علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال شد، اما اکنون بسیاری از همان بازیگران ناچار شدهاند نقش تهران را در پروندههای حساس منطقهای به رسمیت بشناسند. از لبنان و خلیج فارس گرفته تا انرژی و تحریمها، ایران به یکی از بازیگران غیرقابل حذف تبدیل شده است.
این روند همچنین پیام مهمی برای محور مقاومت دارد. تثبیت آتشبس در برخی جبههها و ورود پروندههای منطقهای به مسیر مذاکرات، لزوماً به معنای پایان رقابتهای ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه نشاندهنده انتقال بخشی از این رقابتها از میدان نظامی به عرصه دیپلماسی و چانهزنی سیاسی است. در چنین شرایطی، هر میزان که ایران بتواند دستاوردهای میدانی را به نتایج سیاسی و اقتصادی تبدیل کند، قدرت ملی و منطقهای خود را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
در جمعبندی میتوان گفت که اگر مفاد اعلامشده این مذاکرات بهطور کامل اجرایی شوند، جمهوری اسلامی ایران در سه سطح راهبردی دستاوردهای قابل توجهی به دست خواهد آورد:
جایگاه امنیتی و منطقهای؛ دوم، افزایش ظرفیت اقتصادی و کاهش فشار تحریمها؛ و سوم، ارتقای موقعیت ژئوپلیتیکی در معادلات جهانی انرژی و امنیت. از این منظر، مذاکرات سوئیس را میتوان نه صرفاً یک توافق مقطعی، بلکه گامی در مسیر شکلگیری معادلات جدید قدرت در غرب آسیا ارزیابی کرد؛ معادلاتی که در آن نقش ایران بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده و اثرگذار به نظر میرسد.
بیوگرافی جامع سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی:
سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی از چهرههای فعال و شناختهشده در عرصههای امنیتی، راهبردی، رسانهای و مطالعات ژئوپلیتیک غرب آسیا بهشمار میرود که طی دو دهه اخیر در حوزههای جنگ شناختی، امنیت منطقهای، تحلیلهای بینالمللی و جبهه مقاومت حضور مستمر داشته است. نام او در سالهای اخیر بیش از گذشته در رسانهها، محافل تحلیلی و برخی اندیشکدههای منطقهای و بینالمللی مطرح شده و از وی بهعنوان یکی از نظریهپردازان حوزه نبرد ادراکی و جنگ ترکیبی در منطقه غرب آسیا یاد میشود.
وی در ۳۱ خرداد ۱۳۵۸ در تهران متولد شد و اصالت خانوادگی او به منطقه تاریخی فراهان بازمیگردد. او در خانوادهای مذهبی و انقلابی رشد یافت و همین فضای تربیتی، زمینهساز شکلگیری روحیه آرمانگرایی، دغدغهمندی سیاسی و نگاه تمدنی وی نسبت به مسائل جهان اسلام شد. برخی منابع از دوران نوجوانی او بهعنوان دورهای یاد میکنند که علاقهمندی به مباحث سیاسی، فرهنگی و انقلابی در شخصیتش تثبیت شد.
سردار شهرابی فراهانی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مدیریت ادامه داد و موفق به اخذ مدارک MBA مدیریت اجرایی، DBA مدیریت بازرگانی و دکترای مدیریت راهبردی و امنیتی شد. حوزه تخصصی مطالعات وی عمدتاً بر امنیت ملی، مدیریت بحران، جنگ شناختی، عملیات روانی، آیندهپژوهی راهبردی و جنگ نرم متمرکز بوده است. در بسیاری از تحلیلهای او، تلفیق نگاه مدیریتی، امنیتی و تمدنی به تحولات منطقهای و بینالمللی مشهود است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، وی از سال ۱۳۸۲ بهصورت رسمی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و در ساختارهای اطلاعاتی، امنیتی و راهبردی فعالیت خود را آغاز کرد. در برخی گزارشها آمده است که او در حوزههای اطلاعات سپاه، جنگ نرم، عملیات سایبری و قرارگاههای ترکیبی امنیتی-رسانهای نقشآفرینی داشته است. همچنین از وی بهعنوان فردی فعال در حوزه طراحی الگوهای جنگ شناختی و مقابله با تهدیدات ترکیبی نام برده شده است.
نام سردار شهرابی فراهانی طی سالهای اخیر بیشتر با مفهوم «نبرد شناختی» و «جنگ ادراکی» پیوند خورده است. او معتقد است که جهان وارد مرحلهای از جنگهای نوین شده که در آن، رسانه، افکار عمومی، شبکههای اجتماعی و عملیات روانی، جایگاه تعیینکنندهای در معادلات قدرت جهانی دارند. به اعتقاد وی، جنگ آینده بیش از آنکه در میدانهای نظامی کلاسیک رقم بخورد، در میدان ذهنها، روایتها و مهندسی ادراک ملتها شکل خواهد گرفت. همین نگاه موجب شده که بخش مهمی از فعالیتهای رسانهای و تحلیلی او بر موضوعاتی همچون جنگ ترکیبی، امنیت شناختی، مدیریت افکار عمومی و مقابله با عملیات روانی متمرکز باشد.
از سال ۱۴۰۰ به بعد، حجم گستردهای از تحلیلها، یادداشتها، مقالات و مواضع راهبردی سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی در رسانهها و شبکههای مختلف منتشر شده است. طبق گزارش برخی منابع، تعداد محورهای تحلیلی و تولیدات رسانهای او از مرز ۲۵۰۰ محور عبور کرده است. این تحلیلها موضوعات گستردهای همچون تحولات فلسطین، جنگ غزه، آینده رژیم صهیونیستی، افول هژمونی آمریکا، نظم نوین جهانی، بریکس، محور مقاومت، جنگ اوکراین، تهدیدات سایبری، امنیت منطقهای و آینده غرب آسیا را شامل میشود.
در برخی رسانهها و گزارشهای منطقهای، از وی بهعنوان «فرمانده جبهه شناختی مقاومت»، «معمار نبرد ادراکی» و «فرمانده ذهنها و روایتها» یاد شده است. تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت، او را از چهرههای فعال در طراحی مدلهای نوین جنگ نرم و رسانهای معرفی میکنند. همچنین برخی رسانههای خارجی و اندیشکدههای غربی، در تحلیلهای مرتبط با تحولات غرب آسیا، به نقش بازیگران حوزه جنگ شناختی و عملیات رسانهای اشاره کردهاند و نام او در برخی از این گزارشها مطرح شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، شبکههایی همچون Press TV، المیادین، RT و برخی محافل مطالعاتی منطقهای، از او بهعنوان چهرهای فعال در حوزه مقابله با جنگ ادراکی و عملیات روانی غرب یاد کردهاند. همچنین در برخی تحلیلهای منتشرشده از سوی اندیشکدههایی نظیر RAND Corporation، Chatham House و Carnegie Endowment به موضوع گسترش جنگ شناختی در غرب آسیا و نقش بازیگران غیردولتی در نبردهای ادراکی اشاره شده است.
در حوزه علمی و پژوهشی نیز سردار شهرابی فراهانی از نویسندگان و تحلیلگران پرکار محسوب میشود.
گزارشها نشان میدهد که وی طی سالهای اخیر صدها مقاله و یادداشت تحلیلی در حوزههای امنیت ملی، سیاست بینالملل، مطالعات ضدصهیونیستی، جنگ شناختی و آیندهپژوهی منتشر کرده است.
برخی منابع تعداد این مقالات را بیش از ۱۳۰۰، برخی بیش از ۱۸۰۰ و برخی دیگر بیش از ۲۰۰۰ مورد اعلام کردهاند و در تازهترین برآوردها، تعداد محورهای تحلیلی وی بیش از ۲۵۰۰ عنوان ذکر شده است.
شوی علاوه بر فعالیتهای تحلیلی و رسانهای، در عرصههای بینالمللی نیز حضور داشته است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، او در برخی شوراها و کمیتههای سیاستگذاری، روابط بینالملل و ساختارهای فرهنگی و ورزشی بینالمللی عضویت داشته و در مجموعههایی مرتبط با IMARO و TAFISA فعالیت کرده است.
سبک تحلیلهای سردار شهرابی فراهانی ترکیبی از نگاه ژئوپلیتیکی، امنیتی، تمدنی و رسانهای است. او معتقد است که جهان در حال عبور از نظم تکقطبی آمریکامحور به سمت نظمی چندقطبی است و تحولات غرب آسیا بخشی از این گذار تاریخی بهشمار میرود. از نگاه وی، محور مقاومت صرفاً یک ائتلاف نظامی نیست، بلکه یک جریان تمدنی و هویتی در برابر پروژه سلطه جهانی محسوب میشود. این رویکرد در بخش مهمی از مواضع و سخنرانیهای او دیده میشود.
همچنین در برخی گزارشهای داخلی، از حضور او در نشستها، همایشها و مجامع تخصصی مرتبط با امنیت منطقهای، جنگ شناختی، مقاومت اسلامی و آینده تحولات بینالمللی یاد شده است. رسانههایی مانند بازار ۳۶۰، نیز در برخی اخبار، به مسئولیتها و فعالیتهای اجرایی و فرهنگی مرتبط با او اشاره کردهاند.
امروز نام سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی در میان فعالان حوزه مقاومت، جنگ شناختی و مطالعات ژئوپلیتیک غرب آسیا شناخته شده و بسیاری از تحلیلهای او در رسانهها، ها و شبکههای اجتماعی بازتاب پیدا میکند. استمرار فعالیتهای رسانهای، حجم بالای تولید محتوای تحلیلی، نگاه راهبردی و تمرکز بر نبرد ادراکی و تمدنی، از مهمترین ویژگیهای حرفهای و فکری او بهشمار میرود.
منابع داخلی و خارجی:
mehrnews.com
presstv.ir
almayadeen.net
arabic.rt.com
bbc.com
theguardian.com
rand.org
chathamhouse.org
carnegieendowment.org
inss.org.il
imaro.org
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید