بررسی دقیق مفاد توافقات اعلامشده نشان میدهد که تهران توانسته است بخش مهمی از اهداف راهبردی خود را در سه حوزه امنیت منطقهای، اقتصاد بینالملل و بازدارندگی ژئوپلیتیکی دنبال کند؛ اهدافی که طی سالهای گذشته همواره در کانون فشارهای آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی بازیگران منطقهای قرار داشتهاند.
امروز قدرت ایران تنها در تجهیزات دفاعی، توان موشکی یا ظرفیتهای نظامی خلاصه نمیشود؛ بلکه در ترکیب پیچیدهای از عمق راهبردی، تجربه عملیاتی، انسجام ساختار دفاعی، توان بومیسازی فناوریهای راهبردی و قدرت مدیریت بحران متجلی شده است.
یکی از مهمترین ابزارهایی که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته، اهرم مذاکرات و دیپلماسی است. در نگاه رایج، مذاکره ابزاری برای کاهش تنش و دستیابی به توافق محسوب میشود؛ اما در نگاه راهبردی، مذاکرات میتواند کارکردهای دیگری نیز داشته باشد.
روابط پرتنش میان ایالات متحده آمریکا و ایران تاریخی از بیاعتمادی متقابل را در خود دارد؛ تجربههایی مانند کودتای ۲۸ مرداد در حافظه سیاسی ایران بهعنوان نمونهای از مداخله خارجی ثبت شده است. در چنین بستری، بخشی از تحلیلگران امنیتی بر این باورند که مذاکره یا آتش بس میتواند کارکردی دوگانه داشته باشد.