این مدل، ایران را از صرفا یک تولیدکننده منفعل به یک بازیگر فعال در بازار انرژی منطقه تبدیل میکند. کشورهایی که از این مدل استفاده میکنند، درآمد قابل توجهی از محل حق ترانزیت، خدمات شبکه، و معاملات انرژی کسب میکنند. این وضعیت به رونق اقتصادی و افزایش ثبات انرژی منطقه کمک میکند.
از یک سو در شمال کشور مجموعهای از کشورهای آسیای مرکزی و حوزه دریای خزر قرار دارند که دارای منابع بزرگ نفت و گاز هستند و از سوی دیگر در جنوب ایران خلیج فارس قرار دارد که یکی از بزرگترین مراکز تولید و صادرات انرژی در جهان به شمار میرود.
بر اساس توافقات انجامشده، مقرر شد کمیته حملونقل مشترک دو کشور نیز حداکثر ظرف یک ماه آینده تشکیل جلسه دهد و تصمیمات لازم برای رفع موانع موجود و توسعه همکاریهای حملونقلی اتخاذ شود.
اهمیت انرژی در اقتصاد ایران ساختاری است. بر اساس دادههای مرکز آمار، بخش صنعت و ساختمان بهتنهایی بیش از ۴۵ درصد از مصرف گاز طبیعی کشور را به خود اختصاص میدهند. هرگونه اختلال در این بخش، زنجیره تأمین کالاها را تحت تأثیر قرار داده و مستقیماً به شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) دامن میزند.
کارشناس ارشد مناطق آزاد تجاری و اقتصادی با اشاره به آثار اقتصادی این مسیر گفت: پیشبینی میشود این مسیر، سالانه تا ۲۰ میلیون تُن بار ترانزیتی را جابهجا کند. بخش قابلتوجهی از این بار میتواند از طریق مناطق آزاد ایران عبور کرده و مزایای تعرفهای، مالیاتی و خدماتی آنها را افزایش دهد.
این مقام روس گفت برای داشتن روابط رو به توسعه مستحکم و پویا بین روسیه و ایران، ایران و آذربایجان، و روسیه و آذربایجان ما به تلاشهای مشترک برای ایجاد مسیرهای حمل و نقل در منطقه و ایجاد لجستیک آزاد از حوزه دریای بالتیک تا خلیج فارس نیاز داریم.
.وزیر امور اقتصادی و دارایی، به دوشنبه و حضور فعال ایران در مجمع بینالمللی سرمایهگذاری ۲۰۲۵، نشانهای از مرحله تازهای در «دیپلماسی اقتصادی شرقی» است؛ رویکردی که با تکیه بر پیمانهای دوجانبه، تهاتر انرژی، و استفاده از ارزهای محلی، تلاش دارد ساختار تحریمهای غربی را عملاً بیاثر کند.
در این نشست، «شاهین مصطفییف»، معاون نخستوزیر جمهوری آذربایجان، با اشاره به اهمیت کریدورهای بینالمللی، خواستار انعقاد تفاهمنامههای همکاری در زمینه حملونقل ترانزیتی میان سه کشور شد.
میرشفیع افزود: منتقدان پروژه نیز با استناد به همین موضوعات، توجیهاتی را مطرح میکنند. به گفته آنان، ظرفیت فعلی خطوط ریلی در منطقه محدود است. بهعنوان نمونه، راهآهن آذربایجان حداکثر توان حمل دو میلیون تن بار در سال را دارد و برای افزایش این ظرفیت، نیاز به سرمایهگذاری قابل توجهی دارد.