در همین راستا و برای ترسیم تصویری شفاف و به دور از هیجانات کاذب، در گفتگویی تفصیلی و کارشناسی به سراغ «محمد نوربخش»، اقتصاددان، تحلیلگر ارشد بازارهای مالی و کارشناس خبره بازار سرمایه رفتیم.
چنین رویکردی نه تنها شرکت را در برابر نوساناتِ ادواریِ بازارهای جهانی بیمه میکند، بلکه آن را به موتور پیشرانِ «پیچیدگیِ اقتصادی» در سطح ملی بدل میسازد؛ مفهومی که به اذعان بسیاری از اقتصاددانانِ توسعه، شرط اصلیِ عبور از اقتصادِ مبتنی بر منابع به اقتصادِ مبتنی بر دانش و خلاقیت است.
از دست رفتن این حجم از ظرفیت گاز، آثاری بر اقتصاد ملی برجای میگذارد. نخست آنکه سالانه چندین میلیارد دلار درآمد ارزی حاصل از صادرات گاز از بین میرود. دوم آنکه صنایع راهبردی مانند فولاد، پتروشیمی و سیمان که موتور محرک تولید و اشتغال هستند، با مشکل فعالیت با حداقل ظرفیت مواجه میشوند.
در معاملات امروز تا لحظه تنظیم این گزارش، ارزش معاملات خرد به ۲ هزار و ۴۹۴ میلیارد تومان رسیده است. از سوی دیگر، ۹۷۱ میلیارد تومان نقدینگی توسط حقوقیها از بازار خارج شده (خروج نقدینگی) و صندوقهای درآمد ثابت با خروج ۷۲۵ میلیارد تومان نقدینگی مواجه شدهاند.
اما سناریوی دوم که از نگاه اکثر تحلیلگران تکنیکال و با فرض ادامه وضعیت «نه جنگ و نه صلح» یا درگیریهای محدود، محتملترین گزینه به نظر میرسد، ادامه اصلاح قیمتی تا رسیدن به سطوح جذابتر است.
این در شرایطی است که تا امروز، بدترین عملکرد ماهانه بورس تهران در ۵ سال گذشته رقم خورده است؛ شاخص کل که پس از ریزش ۲۰ درصدی دیماه ۱۳۹۹ و اصلاح سنگین آن دوره، حالا بار دیگر در مسیر نزولی قرار گرفته، در بهمنماه تاکنون با افت ۱۳.۳ درصدی مواجه شده و در آستانه ۶۰۰ هزار واحدی شدن سقوط است.
نخست، رشد اقتصادی. تجربه سالهای اخیر نشان داده که هرگونه محدودیت انرژی، بهویژه در فصول سرد، به تعطیلی یا کاهش ظرفیت صنایع منجر شده است. صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و حتی صنایع کوچکتر، با افت تولید مواجه شدهاند.