معمای دلار؛ چگونه بازار غیررسمی قیمتها را جابهجا میکند؟
گروه: طلا و ارز | کد خبر: ۷۴۳۵۳ | تاریخ: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸
به گزارش بازار ۳۶۰، بازار غیررسمی ارز از نظر حجم معاملات، سهم کوچکی از بازار ارز کشور را در اختیار دارد، اما نرخ این بازار در عمل به یکی از مهمترین شاخصهای مورد توجه مردم، معاملهگران و فعالان اقتصادی تبدیل شده است. بر اساس اظهارات برخی رؤسای کل بانک مرکزی، حجم معاملات روزانه این بازار در برخی مقاطع حداکثر حدود ۵۰۰ هزار دلار بوده؛ رقمی که در مقایسه با عرضه روزانه بازار رسمی بسیار ناچیز است.
با این حال، همین بازار کوچک میتواند بر قیمت کالاها، طلا، خودرو، مسکن و حتی انتظارات تورمی اثر بگذارد. دلیل این مسئله را باید در تفاوت میان حجم معاملات و قدرت تعیینکنندگی قیمت جستوجو کرد.
بازار کوچک، اما مرجع قیمتگذاری
بازار غیررسمی لزوماً بزرگترین بازار ارز نیست، اما در بسیاری از مواقع، سریعترین بازار برای کشف و انتشار قیمت است. نرخ این بازار لحظهای در شبکههای اجتماعی، کانالهای اطلاعرسانی و میان معاملهگران منتشر میشود و به سرعت در دسترس عموم قرار میگیرد.
در مقابل، نرخ بازار رسمی معمولا با محدودیتهای معاملاتی، ثبت سفارش، نوع مصرف و فرآیند تسویه همراه است و دسترسی به آن برای همه متقاضیان یکسان نیست.
به همین دلیل، بسیاری از فعالان اقتصادی هنگام قیمتگذاری کالا، تنها به نرخ رسمی ارز توجه نمیکنند، بلکه این پرسش را نیز در نظر میگیرند که در صورت نیاز فوری به ارز، با چه نرخی میتوانند آن را تهیه کنند؛ موضوعی که از آن با عنوان «قیمت جایگزینی» یاد میشود.
برای مثال، فروشنده کالای وارداتی ممکن است قیمت کالای موجود در انبار را بر اساس هزینه جایگزینی آن در آینده تعیین کند، نه بر مبنای نرخی که برای خرید محموله فعلی پرداخت کرده است. در چنین شرایطی، حتی معاملات محدود بازار غیررسمی میتواند بر قیمت کالاهایی با ارزش بسیار بالاتر اثر بگذارد.
نقش بازار ارز در قیمت طلا و سایر داراییها
اثرگذاری نرخ غیررسمی تنها به کالاهای وارداتی محدود نمیشود. بازار طلا و سکه نیز به سرعت نسبت به تغییرات نرخ دلار واکنش نشان میدهد.
معاملهگران طلا، قیمت دلار و اونس جهانی را همزمان در محاسبات خود لحاظ میکنند. از آنجا که نرخ دلار غیررسمی بهصورت لحظهای منتشر میشود، تغییرات آن میتواند در مدت کوتاهی به بازار طلا و سایر داراییها منتقل شود.
چرا چند معامله میتواند قیمت را تغییر دهد؟
یکی از عوامل اصلی، عمق پایین بازار است. عمق بازار نشان میدهد چه میزان ارز در قیمتهای نزدیک به نرخ جاری برای فروش وجود دارد.
در یک بازار عمیق، برای تغییر محسوس قیمت باید حجم بزرگی از سفارشهای خرید وارد بازار شود؛ زیرا فروشندگان متعددی در سطوح مختلف قیمتی حضور دارند. اما در بازار کمعمق، حجم ارز موجود در هر سطح قیمت محدود است.
برای نمونه، اگر در نرخ جاری تنها ۱۰۰ هزار دلار برای فروش وجود داشته باشد و در نرخهای بالاتر نیز مقادیر محدودی عرضه شود، یک سفارش خرید چندصدهزار دلاری میتواند بخش قابل توجهی از عرضه موجود را جذب کرده و معامله بعدی را در قیمت بالاتری رقم بزند.
اگر همین معامله بهعنوان آخرین نرخ بازار در کانالهای اطلاعرسانی منتشر شود، سایر فروشندگان نیز ممکن است قیمتهای خود را افزایش دهند. در نتیجه، نرخی که در بازار مشاهده میشود لزوماً میانگین قیمت معاملات بزرگ نیست، بلکه میتواند حاصل آخرین معامله در بازاری کمعمق باشد.
انتظارات؛ موتور دوم افزایش قیمت
در بازار کمعمق، انتظارات فعالان نیز اهمیت زیادی دارد. اگر فروشندگان انتظار افزایش قیمت داشته باشند، ممکن است از عرضه ارز خودداری کنند و منتظر نرخهای بالاتر بمانند.
همزمان، خریداران نیز ممکن است برای جلوگیری از افزایش هزینههای آینده، زودتر وارد بازار شوند. ترکیب کاهش عرضه و افزایش تقاضای احتیاطی میتواند قیمت را بدون رشد متناسب حجم معاملات بالا ببرد.
به این ترتیب، چرخهای شکل میگیرد که از یک معامله محدود آغاز میشود و با انتشار نرخ بالاتر، کاهش عرضه، افزایش تقاضای احتیاطی و ثبت معاملات جدید در سطوح بالاتر ادامه پیدا میکند.
در چنین شرایطی، انتظارات میتواند از حجم واقعی معاملات مهمتر شود.
چرا عرضه رسمی همیشه بازار غیررسمی را تحت تأثیر قرار نمیدهد؟
مقایسه مستقیم حجم عرضه بازار رسمی با معاملات بازار غیررسمی، بدون در نظر گرفتن تفاوت ماهیت این دو بازار، میتواند گمراهکننده باشد.
بخش قابل توجهی از عرضه رسمی به صورت حوالهای انجام میشود و برای واردکنندگان یا مصارف مشخص اختصاص دارد، در حالی که بسیاری از متقاضیان بازار غیررسمی به دنبال اسکناس نقدی و تحویل فوری هستند.
ارز رسمی ممکن است به ثبت سفارش، ارائه اسناد، احراز هویت، سهمیه و فرآیند تسویه نیاز داشته باشد. در نتیجه، ارزی که در بازار رسمی عرضه میشود الزاماً در دسترس فردی قرار نمیگیرد که به دنبال ارز برای سفر، پسانداز، معاملات کوتاهمدت یا پوشش ریسک است.
از سوی دیگر، عرضه اسمی با عرضه مؤثر تفاوت دارد. عرضه مؤثر ارزی است که متقاضی بتواند در زمان مناسب به آن دسترسی پیدا کند، برای نیاز خود قابل استفاده باشد و با نرخ آن نیز موافق باشد.
مسئله فقط حجم عرضه نیست
اعتماد به استمرار عرضه نیز اهمیت زیادی دارد. اگر فعالان بازار تصور کنند عرضه بازارساز موقتی است یا در آینده کاهش خواهد یافت، ممکن است افزایش عرضه در مقطع فعلی را نشانه کاهش پایدار نرخ ارز تلقی نکنند.
در شرایط افزایش ریسکهای سیاسی، محدودیتهای انتقال پول و نگرانی درباره آینده نرخ ارز نیز تقاضای احتیاطی افزایش مییابد و میتواند بخشی از اثر عرضه رسمی را خنثی کند.
بنابراین، رقم حدود ۵۰۰ هزار دلار را نیز باید با احتیاط تفسیر کرد. این رقم ممکن است صرفاً بیانگر معاملات نقدی قابل مشاهده در بخش خاصی از بازار غیررسمی باشد و لزوماً تمام جریانهای ارزی خارج از بازار رسمی را شامل نشود.
کوچک بودن بازار به معنای کماهمیت بودن آن نیست
واقعیت این است که مسئله اصلی، بزرگی بازار غیررسمی نیست؛ بلکه مرجع شدن نرخ آن برای انتظارات اقتصادی است.
برای کاهش اثرگذاری این بازار، افزایش صرف حجم عرضه رسمی کافی نیست. بازار رسمی باید از نظر دسترسی، سرعت، شفافیت و پیشبینیپذیری نیز تقویت شود و شکاف میان نرخهای مختلف کاهش یابد.
در نهایت، بازار غیررسمی ممکن است از نظر حجم معاملات کوچک باشد، اما در صورت کمعمق بودن، هر معامله در آن وزن بیشتری پیدا میکند. به همین دلیل، برای تحلیل نرخ ارز نمیتوان تنها به حجم معاملات نگاه کرد؛ بلکه عمق بازار، فاصله قیمت خرید و فروش، ماندگاری نرخ، نوع ارز و میزان دسترسی به عرضه رسمی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید